دختر ریزه من

غزل شیرین ترین و عزیزترین موجود عالم برای من و باباییش هست.فرشته ای که عشق ما رو به هم پایدارتر میکنه وامانت الهی که برای هردومون ریحانه بهشتی هست.این وبلاگ رو میخواهیم در آینده به خودش هدیه بدیم و بگیم چقدر دوستش داشتیم ،داریم وخواهیم داشت.

سلام به همه دوستان گلم که درمدت غیبت صغری من و غزلک (که داره به غیبت کبری تبدیل میشه) یادم بودن همتونو خیلییییییییییییی دوست دارممممممممممقلبقلبماچماچماچ

متاسفانه درجایی که الان هستم عکسی از غزلک جون ندارم ولی دراولین فرصت وبلاگشو آپتو دیت میکنم.

تازه خبر اینکه.............

6دندون غزل خانوم دراومد هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا

و از دیشب طی یک حرکت ناگهانیییییی  و خودجوششششش غزل جون شروع به راه رفتن کرد و کلییییی خوشش اومد.قبلا 3-4 قدمی برداشته بود ولی از دیشب رسما راه میره و مارو شعف زده کردهنیشخندتشویقتشویقهوراهوراهورا

""خدایا به خاطر تمام نعمتهایی که به من و حمید عزیزم دادی ممنونت هستیم و برای هر لحظه ای که با دخترکمون هستیم و وجود نازنین و پربرکتشو حس میکنیم  سجده شکر به درگاهت میاریم""

خوب دوستان گل دعا کنید کامی جان ما درست بشه تا بتونم فعالتر برگردم و با دست پررررررر

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢٥ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط مامان غزل نظرات () |